و ما زنان
 
پيوندهای روزانه
اخبار علمی | کشف دلیل بویایی بهتر زنان نسبت به مردان یک تیم بین المللی به رهبری دانشمندان برزیلی موفق به کشف دلیل شامه بهتر زنان نسبت به مردان شده اند.

محققان دانشگاه سائوپائولو، دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو، بیمارستان آلبرت اینشتین در سائوپائولو به رهبری دانشگاه ریودوژانیرو دریافته اند که منطقه مغزی مسئول پردازش بویایی در زنان 40 تا 50 درصد بزرگتر از مردان است.

به گفته پرفسور روبرتو لنت، استاد دانشگاه ریودوژانیرو و محقق موسسه ملی علوم اعصاب انتقالی، طبق یک قانون کلی، منطقه بزرگتر نشان دهنده پیچیدگی بیشتر است.

لنت افزود:

در کل، مغزهای بزرگتر با نورونهای بیشتر به معنی پیچیدگی عملکردی بیشتر آنها است. از این رو منطقی است که فکر کنیم نورونهای بیشتر در پیاز بویایی زنان منجر به حساسیت بیشتر شامه آنها شود.

اگرچه دانشمندان از مدتهای پیش می دانستند که تفاوت زیادی در ارزیابی ادراکی بو بین زنان و مردان وجود داشته و حس بویایی زنان بسیار بهتر عمل می کند، هیچ شاهدی برای تفاوتهای زیستی عامل این امر وجود نداشت.

پژوهشهای پیشین به بررسی ریشه های زیستی حساسیت شامه بیشتر زنان با استفاده از روشهای تصویربرداری پرداخته بودند که سنجشهای ناخالصی از سازه مغزی ارائه می دادند. نتایج این پژوهشها جنجال برانگیز بوده و این سوال که آیا تفاوتهای حس بویایی از ریشه زیستی برخوردار بوده یا در نتیجه تفاوتهای اجتماعی و شناختی بین جنسیتهاست، بی پاسخ باقی مانده بود.

محققان برزیلی با استفاده روش جدیدی موسوم به تجزیه کننده ایزوتروپیک، به اندازه گیری تعداد مطلق نورونها در یک ساختار خاص مغزی مانند پیاز بویایی پرداختند که اولین بخش دریافت کننده اطلاعات بویایی ثبت شده توسط سوراخهای بینی است.

دانشمندان مغز هفت مرد و 11 زن مرده را که همگی در زمان مرگ 55 ساله بودند، بررسی کردند. همه این افراد از لحاظ عصب شناسی سالم بوده و هیچکدام دارای شغلی که داشتن بویایی قوی لازمه آن باشد، نبودند.

محققان با محاسبه تعداد نورونهای پیاز بویایی این افراد دریافتند که مغز زنان بطور میانگین از 43 درصد نورون بیشتر از مردان برخوردار است. با شمارش دقیقتر، این تفاوت به حدود 50 درصد رسید.

نتایج این پژوهش در مجله PLOS ONE منتشر شده است.
[ ۱۳٩۳/٩/۸ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

معرفی کتاب ژرفای زن بودن:

چرا اغلب زنان شاغل از زندگی خود احساس رضایت نمی کنند؟

برخی از زنان به دلیل نوع پیچیدگی ها روانی که دارند وارد محیط کار نمی شوند و برخی از زنانی که وارد محیط کار می شوند به مرور متوجه می شوند زنانگی خود را از دست داده اند،...

بخشی از کتاب ژرفای زن بودن:

http://tasmimgiri.ir/Images/CDImages/gharfa.pdf

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۳/۸/۱٠ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

 پروفسور مریم میرزاخانی جزو چهار برنده مدال فیلدز سال 2014 میلادی معرفی شد. با توجه به این‌که که جایزه نوبل در علم ریاضیات وجود ندارد، معمولا مدال فیلدز معادل «نوبل ریاضی» ‌ برشمرده می‌شود. دکتر میرزاخانی اولین زن برنده این جایزه در طول تاریخ اعطای آن است.

 

 

مدال فیلدز جایزه‌‌ای است که هر چهار سال یک بار به چهار ریاضی‌دان زیر چهل سال که فعالیت‌های برجسته‌ای در زمینه ریاضیات داشته‌اند، اعطا می‌شود. اعطای جایزه فیلدز از سال ۱۹۳۶ میلادی آغاز و نام خود را از «جان چارلز فیلدز» ریاضی‌دان کانادایی گرفته که نقش مهمی در اعطای این جایزه داشته است.

مریم میرزاخانی متولد سال ۱۳۵۶ در تهران و از دانش‌اموختگان دبیرستان فرزانگان تهران است. او از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه ۷۶ است. دکتر میرزاخانی در دو دوره متوالی المپیاد جهانی ریاضی، در سالهای 1994 و 1995، عضو تیم ایران بوده و هر دو سال مدال طلا گرفت. او در سال 1995 با کسب 42 امتیاز از 42 امتیاز قابل کسب، با نمره کامل به مدال طلا دست یافت. او دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد ریاضی را در دانشگاه صنعتی شریف به اتمام رساند و برای دوره تحصیلات تکمیلی به دانشگاه هاروارد رفت. مریم میرزاخانی دوره دکتری را زیر نظر کورتیس مک‌مولن، برنده مدال فیلدز سال ۱۹۹۸ میلادی، در سال ۲۰۰۴ در دانشگاه هاروارد به پایان رساند.

او به همراه ۹ محقق برجسته دیگر در چهارمین نشست۱۰ استعداد درخشان نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته‌ی یواس‌ای تودی این فهرست ۱۰ نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولاً از چشم عموم پنهان مانده‌اند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارایه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌ای تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند و مریم میرزاخانی ریاضیدان ایرانی که در آن زمان 33 سال داشت، یکی از آنها بود. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ محقق موسسه ریاضی کلِی و استادیار و سپس استاد تمام دانشگاه پرینستون بوده و از سال ۲۰۰۸ میلادی نیز استاد تمام دانشگاه استنفورد بوده است.

وی پیش از این نیز جایزه Ruth Lyttle Satter Prize in Mathematics که به زنان تاثیر گذار در حوزه ریاضی اعطا می شود را نیز به خود اختصاص داده بود.

جیمز کارلسون از Clay Mathematics Institute می‌گوید:

میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد.

فیلم مورد علاقه او داگویل است. سلیقه او در فیلم، منعکس کننده ذات پژوهش او که شامل تعیین مشخصات غیرطبیعی فرمهای هندسی است. او می‌گوید:

گاهی مواقع احساس می‌کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی‌دانم به کجا می‌روم. ولی به طریقی به بالای تپه‌ای می‌رسم و می‌توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آن چه آن گاه رخ می‌دهد، واقعاً هیجان‌انگیز است.

همسر وی جان وندراک، از پژوهشگران آی‌بی‌ام است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا است.

تحقیقات مریم میرزاخانی در ریاضی به شاخه‌های مختلفی از جمله هندسه هذلولوی، هندسه جبری، توپولوژی، سیستم‌های دینامیکی و نظریه احتمال مرتبط بوده و آن‌ها را به هم مرتبط و زمینه‌ساز روش‌های جدیدی در این شاخه‌ها شده‌، از جمله اینکه دیدگاه و اثبات بدیعی از برخی مسائل مطرح ریاضی، هم‌چون حدس ویتن در مورد فضای زمینه سطوح ریمانی یا شار ترستن در سیستم‌های دینامیکی به دست می‌دهند. جدیدترین کار مریم میرزاخانی و همکارانش اثبات حدسی در حوزه فضاهای زمینه مختلط است که علیرغم تلاش ریاضی‌دانان برای مدت‌ها حل‌نشده باقی مانده بود.

 

[ ۱۳٩۳/٥/٢۳ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

 

آزادی‌های یواشکی، کمپینی فیس‌بوکی که در کمتر از یک ماه قریب به چهارصد هزار عضو گرفته، به گفته‌ی ادمینش صفحه دغدغه‌های زنانِ داخل ایران است . این کمپین با انتشار عکس‌های زنانی که با پوششی جز پوشش مصوب نظام سیاسی حاکم بر ایران بر بام و بر و در و دشت و کوچه و خیابان‌های ایران حاضر می‌شوند صدای زنانی است که می‌خواهند از این طریق مخالفت خود را با حجاب اجباری در کشور نشان دهند. بر اساس توضیح ادمین عکس‌های این صفحه تماما از شهرهای مختلف ایران است که زنان خودشان می‌فرستند. دختران و زنان ایرانی در زادگاه‌شان گرفتار محدودیت‌های اجتماعی و قوانین بازدارنده اند و در انتخاب پوشش آزاد نیستند. اما با وجود تمام این محدودیت‌ها گاهی خودشان را برای لحظه‌ای از بند این حصار‌ها‌‌ رها می‌کنند. این صفحه فقط همین لحظه‌ها را ثبت می‌کند و تا دستیابی زنان به حق انتخاب پوشش، آزادی‌های یواشکی زنان در روایت‌های این صفحه آشکار می‌شود.

اما نسرین ستوده، حقوق‌دان و فعال حقوق بشر، «آزادی‌های یواشکی» را عبارتی کنایه‌آمیز از بسیاری از جریاناتی توصیف می‌کند که در ایران جاری است. او می‌گوید: می‌دانید که وقتی کاری یواشکی است, دیگر آزادی نیست. آزادی یواشکی نشان‌دهنده‌ی فشاری است که در متن ماجرا وجود دارد. موضوعی که به دلایل مختلف جدی – شوخی برگزارش می‌کنند. توجه داشته باشیم فعالیت‌های مدنی با «یواشکی» میانه‌ای ندارد؛ اما وقتی در بطن جامعه وجود دارد بی آنکه انکارش کنیم، به اصلاح آن روش فکر می‌کنیم. او با بیان خاطره‌ای از دوران زندان خود می‌گوید: می‌دانید سالیان طولانی است زندانیان زن را مجبور به استفاده از چادر می‌کنند و هر اجباری که در بیرون از زندان باعث ناراحتی می‌شود، در داخل زندان ناراحتی و احساس فشار بیشتری را به انسان تحمیل می‌کند..شاید این حس که زندانبانان تصور می‌کنند به دلیل زندانی بودن افراد قدرتی پیدا می‌کنند که هر اراده‌ای را به زندانی تحمیل کنند، باعث می‌شود تا چنین حس تلخی در وجود فرد ایجاد شود و شاید همین حس تلخ مرا وامی‌داشت تا روزهای متمادی با دستوردهندگان بحث کنم و دلایل قانونی این‌که چرا حق ندارند ما را مجبور به استفاده از چادر کنند ارائه دهم .

اما معاون زندان آشکارا دنبال بحث قانونی نبود و دست آخر تکرار می‌کرد که باید چادر سر کنید، تا این‌که بالاخره یک روز به او گفتم اگر خون مرا جلوی این در بریزید، چادر سر نمی‌کنم. از سویی جمیله کدیور، نماینده‌ی سابق مجلس که مشاورت امور زنان مهدی کروبی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ را بر عهده داشت، با تشبیه کمپین آزادی‌های یواشکی به کمپین دلواپسیم از سوی مخالفان دولت می‌نویسد: با پوزش از همه مدافعین دو حرکت بی سرانجام و با علم به این واقعیت که این نوشته کوتاه برای برخی قابل پذیرش نیست، همزمانی برخی حرکت های دلواپسی و یواشکی در داخل و در خارج، نشانه ای از این واقعیت است که این دو اتفاق دو روی یک سکه اند که متاسفانه به تقویت هم می انجامند و بهانه هایی که هرکدام به دست دیگری می دهند تا سرگرم باشیم و اصل موضوع را فراموش کنیم او در این نوشته درباره‌ی «اصل موضوع» توضیحی نمی‌دهد.

مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل و زندانی عقیدتی سابق نیز در پاسخ به منتقدانی که می‌گویند حالا چرا آزادی یواشکی؛ تصریح می‌کند: درانتقاد به صفحه آزادی های یواشکی دونقد مطرح شده است، یکی چراآزادی یواشکی؟ و دوم چرا در این زمان! در مورد اول من فکر میکنم، ما سالهاست درحال تجربه آزادی‌های یواشکی هستیم، از زمانی که شب‌نشینی‌ها و روابط دوستانه ممنوع شد و ما با بی‌توجهی ادامه دادیم. شاید نتوانستیم با دوست پسر یا دوست دخترمان به مسافرت بریم اما یواشکی بودن این آزادی از ارزش فرهنگ‌سازی آن کم نکرد، ما فرهنگ‌سازی کردیم و به این روابط شانیت دادیم و حالا در تلوزیون و سینمای جمهوری اسلامی هم این آزادی‌های یواشکی دیده می‌شود. برای من قابل احترام هستند زنانی که در مقابل سازمان‌ها و ارگانهای دولتی برای چند لحظه روسری از سر برمی‌دارند و فریاد می‌زنند که همه این سال‌های خفقان و سرکوب زنان، چیزی درون آنها تغییر نکرده و هنوز این زنان به حجاب معتقد نشده اند و از آن زیباتر زنان با حجابی هستند که می‌خواهند وقتی حجاب به سر می‌کنند همه بدانند که آنها انتخاب کرده‌اند و این اعتقاد ارزشمندشان دستمالی اجبار و زور نشود.

ما آزادی‌های بسیاری را یواشکی شروع کردیم و دور از چشم متحجرین به فرهنگ و عرف بدل کردیم. جدای از حکومت ابتدا مردم، زنان و مردان این جامعه باید به حجاب اختیاری باور داشته باشند و این برداشتن حجاب در کوی و برزن تلاش برای متقاعد کردن مردم است، زمانی که عرف تغییر کند، قانون ناگزیر از تغییر است.. خانم گلرو با تاکید بر این که حجاب هیچ وقت برای من مسئله اصلی نبوده به آن دسته از مخالفان کمپین آزادی‌های یواشکی که می‌گویند حالا چرا در این زمان این کمپین راه‌اندازی شده؛ توصیه می‌کند: حرف‌هایی از جنس ۳۵ سال پیش نزنیم که حالا مهم نیست و حالا توجه نکنیم . برای تغییر هرکس هر چه در توان دارد انجام می‌دهد، کمتر و بیشتر ندارد، شاید با یک تکه روسری شاید…..

ما یواشکی فرهنگ و عرف رو عوض کردیم. از مسیح علی‌نژاد گرداننده‌ی صفحه‌ی فیس‌بوکی آزادی‌های یواشکی درباره‌ی مخالفت‌ها و انتقادهای صورت گرفته علیه این صفحه می‌پرسم. او می‌گوید: صحبت‌های مسیح علی‌نژاد را شنیدید درباره‌ی انتقادهای صورت گرفته نسبت به صفحه‌ی آزادی‌های یواشکی. یکی از دغدغه های ساده زنان ایرانی که در داخل کشور هیچ رسانه ای ندارند حالا به گوش دنیا رسیده است. زنان ایرانی حق انتخاب پوشش می خواهند و همیشه به آنها گفته شده «حالا وقتش نیست». مسیح علی‌نژاد، زن روزنامه‌نگاری که از قضا خود را اکتیویست نمی‌داند با استفاده از فضای شبکه‌ی مجازی فیس بوک تا کنون توانسته حدود چهارصد هزار ایرانی را با خود همراه کند و صدای هزاران زن معمولی ایرانی باشد که در طول ۳۵ سال گذشته تریبونی برای بیان خواسته‌هایشان نداشته‌اند. دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی سر جای خود؛ زنان در ایران می‌خواهند با پوشش دلخواه خود در جامعه باشند. آنها می‌خواهند نفس بکشند.

منبع: ساقی لقایی www.zanantv.net

[ ۱۳٩۳/۳/٢٧ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]
فرشته طائرپور - از مهمانان حاضر در ضیافت همسر رئیس‌جمهور به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س) - طی یادداشتی که آن را در اختیار سایت خبرآنلاین قرار داده، توضیحاتی را با عنوان «گزارش یک جشن» پیرامون آنچه در ضیافت سعدآباد گذشته، ارائه کرده است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

«اول، گزارش عینی

بی‌آنکه مجبور یا موظف باشم می‌خواهم "گزارش یک جشن" را بدهم. متن دعوتنامه بسیار ساده، متین و بری از شعارهای تکراری و گل‌درشت بود: «همسر رئیس جمهوری اسلامی ایران از سرکار عالی دعوت می‌نمایند تا در مراسمی که به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و بزرگداشت مقام و منزلت زن برپا می گردد، شرکت فرمایید» ... همین.

دعوتنامه را که دریافت کردم، پیش از گمانه‌زنی راجع به چند و چون مهمانی، از اینکه برای اولین بار در 30 سال اخیر می‌دیدم که میزبان مراسمی همسر رئیس‌جمهور کشور است، متعجب و امیدوار و برای شرکت در آن، مشتاق و کنجکاو شدم. از صمیم دل امیدوار بودم که نشانه‌های پیدا و پنهانی از بی‌سلیقگی و شلختگی در کلیت و اجزای این مهمانی نباشد و این بدعت پسندیده، با حسن تدبیری زنانه برگزار شود و این رسم تکرار شود و بماند برای بعدی‌ها، چه میزبان و چه میهمان.

برای همسالان من که اخبار اتفاقات تشریفاتی دوران رژیم شاه را بی‌واسطه و به خوبی به یاد می‌آورند، خبر میزبانی بانوی اول کشور در مراسم هنری، فرهنگی، خیریه‌ای، بین‌المللی و زنانه، مطلبی عادی و آشناست و حتی اگر این رسم را همسر شاه وقت ایران از فرهنگ غرب گرفته بوده، به نظر می‌آید که توجیه کافی روانی و اجتماعی داشته و می‌توانسته برای زنان جامعه خوشایند باشد. اینگونه حضورها مانند بسیاری از آداب تشریفاتی دیگر، از جمله عبور از روی فرش قرمز، شنیدن سرودهای ملی دو کشور دیدارکننده و قرار دادن حلقه گل روی مزار شهیدان یا فقیدان کشور میزبان و ... نمادی از تمدن و روزآمدی به شمار می‌آمدند ... که البته هنوز هم می‌آیند و اجرا می‌شوند.

اما آنچه این بار تفاوت می‌کرد تحقق چنین اتفاقی پس از سی و چند سال وقفه و عادت کردن به شرایطی بود که در آن، ملت ما از هرگونه آشنایی با شخصیت، رفتار اجتماعی و فعالیت همسران مقامات، به خصوص رئیس‌جمهور کشور، محروم بوده و به مرور پذیرفته که زنان مسئولان کشور، تمایل یا اجازه برای حضور مستقل و برقراری ارتباط مستقیم با زنان فعال در حوزه سیاست، فرهنگ، اقتصاد و امور بین‌الملل جامعه‌شان یا زنان سفرای کشورهای دیگر ندارند و قرار نیست که از سایه همسرانشان خارج شوند و برای همین است که شاکله دولت ما، در انظار ملت خودمان و جامعه جهانی، شاکله‌ای صرفا مردانه است و هر چه هم که در تریبون‌ها در مورد نقش تاریخی و اجتماعی همسر پیامبر، دختر پیامبر، نوه پیامبر و ایضا زنان پاکدامن جامعه، مطالبی گفته شود، شواهد امر حکم بر غیبت زنان از کنار مردان دارد.

القصه مهمانی راس ساعت مقرر در یکی از سالن‌های کاخ سعدآباد که از هر نظر برای برگزاری چنین دیداری که زنان سفرای کشورهای خارجی نیز در آن شرکت داشتند مناسب و آبرومند بود، آغاز شد. همه چیز حاکی از نظم و سلیقه بود و در عین سادگی حساب‌شده، معنای واقعی برگزاری یک مراسم وزین و منظم را داشت.

مانند همه مراسم رسمی کشور، قرائت آیاتی از قران، آغازگر برنامه بود و به دنبال آن سرود جمهوری اسلامی نواخته شد. سپس همسر رئیس‌جمهور با ظاهری ساده و مناسب و رفتاری متین و مسلط، متنی را در تکریم مقام فاطمه زهرا (س) و نقش زنان در خانواده و جامعه، قرائت کرد که زنان خارجی حاضر در مجلس با استفاده از سیستم ترجمه همزمان در جریان محتوای آن قرار گرفتند. سپس خانم الهی قمشه‌ای که برای اکثر مهمانان ایرانی چهره‌ای آشنا و محبوب بود پشت تریبون قرار گرفت و مطالبی را به نظم و نثر در مورد دختر پیامبر اکرم (س) و مقام و توانایی‌های خدادادی زن بیان کرد. قدردانی و اهدای لوح تقدیر و یک سکه بهار آزادی به پنج بانوی کهنسال در عرصه فعالیت‌های اجتماعی بخش بعدی برنامه بود که مورد تشویق بسیار مهمانان ایرانی و خارجی قرار گرفت. این پنج بانوی سالمند از موسسین و فعالان موسسات خیریه کهریزک، محک، بهنام دهش‌پور و محیط زیست کشور بودند که اغلب با عصا یا ویلچیر به روی صحنه رفتند.

سپس پنج کودک زیر 10 سال با لباس‌های محلی خطه آذربایجان، نمادی از مراسم شادمانی سنتی روستاییان آذربایجان را به نمایش گذاشتند و به دنبال آنان یک گروه موسیقی سنتی ایرانی، قطعات کوتاهی از موسیقی و ترانه‌های فولکلور خراسان، کردستان، لرستان و فارس را برای مهمانان خارجی و ایرانی اجرا کرد. در پایان نیز طرح‌های زیبایی از لباس‌های زنان ایرانی، با الهام از دوره‌های مختلف تاریخ ایران به نمایش گذاشته شد که به خصوص برای مهمانان خارجی، از جذابیت خاصی برخوردار بود.

... و اما شام. یک میز مستطیل در محوطه خروجی سالن مراسم، با ابعادی سه برابر یک میز غذاخوری خانگی گذاشته شده بود که روی آن دیس‌هایی از سالاد الویه، سمبوسه، سبزیجات و دلمه چیده شده بود. شامی سرد و ساده و به اندازه که ما را از تماشای ژله‌های قرمز و زرد لرزان روی باقالی‌پلو و جوجه کباب، در مراسمی که در سال‌های اخیر به کرات دیده بودیم، معاف می‌کرد.

دوم، گزارش عینکی

آنچه به دنبال این مهمانی در برخی سایت‌ها و صحن مجلس مطرح شد، منِ شاهد عینی را به صرافت انداخت که نکند چشمانم دیگر خوب نمی‌بینند و عینک می‌خواهند؟ نکند گوش‌هایم دیگر درست نمی‌شنوند و سمعک می‌خواهند؟ و نکند که حافظه‌ام آنقدر ضعیف شده که مشاهداتم را در فاصله سه روز به دست فراموشی سپرده و خود را سبک کرده است؟

مگر می‌شود اینهمه تفاوت و خبر نادرست را از مجلسی شنید که غایبان، چیزهایی در آن دیده‌اند که شاهدان ندیده‌اند؟ آن نماینده محترم مجلس چگونه می‌تواند برای تحریک افکار عمومی، با طرح اخبار غیرواقعی، به همسر رئیس‌جمهور کشور برچسب‌های کنایتی بزند، آنهم در ایام بزرگداشت مقام زن؟ آن یکی نماینده مجلس چگونه می‌تواند از سکه گرفتن همه مهمان‌ها قصه بسازد و احتیاط نکند از کشیده شدن پرونده تهمت زدنش به دادگاه‌های صالحه و از آن مهم‌تر به دادگاه خدای فاطمه (س)؟ آیا شکستن حرمت زن در ایران، می‌تواند سندی بارزتر از این برای افکار عمومی و خبرنگاران خارجی داشته باشد؟

آیا شما مفتریان، هیچ نگران تاثیر شایعه پراکنی‌ها و عیب‌جویی‌هایتان روی مهمانان خارجی که به حرمت دعوت همسر رئیس‌جمهور کشورتان به آنجا آمده بودند، نیستید؟ آیا در این شرایطی که شما ساخته‌اید، حتی همسر رئیس‌جمهور هم اجازه ندارد به مناسبت میلاد دختر پیامبر، مهمانی بدهد؟ آقایانی که با نگرانی از بروز اختلاف میان دو، سه یا چهارهمسرشان برای حضور در مراسم رسمی، چاره‌ای جز حذف همگی‌شان از همراهی ندارند و خشمگینند از حضور و میزبانی محترمانه و آبرومندانه همسر رئیس‌جمهور کشور در یک مهمانی صد نفره، چگونه می‌توانند در چهره دختران خود نگاه کنند و از مقام و عزت زن بگویند؟

رسانه‌هایی که بنا دارند در این دوره از مدیریت کشور، در هر اتفاق مثبت و امیدوارکننده اجتماعی نیز موردی برای بهانه‌جویی بیابند یا بسازند، نگران مقایسه و قضاوت ملتی نیستند که در سال‌های اخیر جز خبر سفر دسته‌جمعی همسران مقامات کشور به آمریکا و اروپا و ... رد پایی دیگر از فعالیت بانوان اول کشور (و یا به قول آن نماینده علیاحضرت و والاحضرتان) مشاهده نکردند؟

من از سلامت قوه بینایی و شنوایی و درک خود اطمینان دارم و به نظرم حق آن است که شاهدان عینکی ماجرا که با روی کار آمدن دولت روحانی، عینک کج‌بینی و بدبینی به چشم گذاشته‌اند، یا شیشه عینکشان را عوض کنند، یا دست از ارائه خبرهای خلاف واقعیت بردارند ... و یا لااقل به فکر انتخابات قریب‌الوقوع مجلس باشند که قرار است در آن شعارهای مدنی و فرهنگی سر بدهند.

خانم‌ها و آقایانی که به هر دلیلی دعوت نشده بودید، سفره آن مهمانی با غذاهای مختصر و سردش بویی نداشت اما انگار بوی سوختگی دل و دماغ بعضی‌ها، خیال فروکش ندارد.

... و من شر حاسد اذا حسد

یکی از سه مهمان دعوت‌شده به مهمانی از حوزه سینما»
[ ۱۳٩۳/٢/٩ ] [ ۸:٠۸ ‎ق.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

 

 

 

طی حکمی از سوی حسن صادقلو استاندار گلستان اولین فرماندار زن در شمال کشور در شهرستان ترکمن منصوب شد.


بر اساس این حکم که به تایید وزیر کشور رسیده "مرجان ناز قلیچی" به عنوان فرماندار این شهرستان منصوب شد.

مراسم تودیع ومعارفه فرماندار شهرستان ترکمن عصر روز یکشنبه با حضور استاندار گلستان معاونان و برخی مقامات استانی و شهرستانی در سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاداسلامی بندر ترکمن برگزار شد.

 فرماندار جدید ترکمن متولد 1353 دارای مدرک تحصیلی لیسانس در رشته های علوم تربیتی و حقوق قضایی می باشد.

وی در سال 1381 به عنوان کارشناس امور بانوان فرمانداری این شهرستان وارد وزارت کشور شد و از سال 83 تا 85 بخشدار مرکزی شهرستان بوده است.

فرماندار جدید بندر ترکمن سومین فرماندار زن در سطح کشور می باشد.

 

[ ۱۳٩۳/٢/٤ ] [ ۸:۱٠ ‎ق.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

 

 

یک ایرانی محقق روز دوشنبه ۱۴ آوریل از طرف کاخ سفید بالاترین نشان تحقیقاتی دانشمندان و مهندسین جوان را به خود اختصاص داد. خانم پروفسور مونا جراحی در مراسمی که دیروز بعد از ظهر در کاخ سفید برگزار شد، نشان «استعداد برتر حرفه ای جوان سال» را از رئیس جمهوری اوباما به دلیل تحقیقات و انجام پروژه های خلاقانه در گسترش و صنعتی کردن فناوری «تِراهِرتز» دریافت کرد. فناوری «تِراهِرتز» در صنایع پزشکی، دارویی و ماشین آلات کاربرد دارد.خانم پروفسور جراحی تنها ایرانی تبار حاضر در بین ۱۰۲ استعداد برتر سال بودند که مفتخر به گرفتن این نشان شدند. تنها چند ساعت پس از دریافت این نشان در گفتگویی در مورد روند گرفتن این نشان و همچنین دلایل موفقیت خود گفت:


همان طور که گفتید محققین جوان ، اساتید جوان در اوایل کار حرفه ای شان، از بین آنها عده ای از طریق مراکز تحقیقاتی یا بعضی از ادارات و سازمانهای دولتی که بودجه تحقیقات را تامین می کنند ، بعضی هاشان کاندیدا می شوند، براساس فعالیتهایی که کردن و نتیجه کارهاشان. اون کاندیداها طی پروسه های طولانی توسط کمیته های مختلف، دوباره کارشان بررسی می شود و از بین آنها در نهایت لیست برنده های این جایزه توسط اداره علوم و فناوری پرزیدنت اوباما انتخاب می شوند.


بخشی از این گفتگو چنین است:

خبرنگار:«چقدر طول میکشه کل این پروسه؟ از موقعی که کاندیدا میشید تا موقعی که جایزه می گیرید؟»


پروفسور جراحی: «طولانیه! از اون موقعی که به من خبر دادن که کاندیدا شدم تا الان نزدیک به ۲ سال طول کشید.»

خبرنگار: «من می خوام شما به عنوان یک زن ایرانی که الان در امریکا داره تحصیل میکنه و موفق هست، به جوانهایی که در الان در ایران هستند و میخوان بیان آمریکا برای ادامه تحصیل بگید که چقدر میتونند حساب کنند که در این مملکت بیان و موفق بشن؟»


پرفسور جراحی : «من فکر میکنم راه موفقیت هر کسی رو خودش میتونه بهتر از هر کس دیگه پیدا کنه. همه آدمها به توانایی های خودشون واقف هستند و برای موفق شدن خیلی لازمه که آدم اشتیاق داشته باشه و ایمان داشته باشه به جهتی که میره. چیزی که میتونم بگم اینه که نباید از ریسک کردن ترسید و شکست رو هم نباید ازش ترسید و آرزوها رو هم باید بزرگ انتخاب کرد. هرچی آرزوها بزرگتر انتخاب بشه بنظر من آدم به جاهای بالاتر میرسه.»

جایزه ریاست جمهوری برای استعدادهای برتر حرفه ای مهندسین و پژوهشگران، در سال ۱۹۹۶ به دستور پرزیندت بیل کلینتون و با همکاری شورای ملی علوم و فناوری آمریکا بنیانگذاری شد. هدف این جایزه، حفظ مقام برتر آمریکا در علوم و فناوری در سطح بین المللی است. در ابتدا، این جایزه سالانه به ۶۰ پژوهشگر و مهندس برتر که در اوایل زندگی حرفه ای خود بودند تعلق می گرفت، اما در سالهای اخیر این تعداد به حدود صد نفر افزایش پیدا کرده است. وزارت خانه ها و سازمانهای دولتی مختلفی در معرفی کاندیداهای دریافت این جایزه نقش دارند. از جمله وزارت علوم، وزارت نیرو، سازمان فضایی آمریکا ناسا، و موسسه ملی بهداشت. این جایزه، ارزشمندترین جایزه دولتی است که یک مهندس و یا پژوهشگر در اوایل زندگی حرفه ای اش قادر به دریافت آن خواهد بود.

 

[ ۱۳٩۳/٢/٢ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

 

امروز بر اساس تولد حضرت فاطمه زهرا(س) روز زن نامیده شده و در این روز از مادران و زنان این سرزمین تقدیر می شود.

در زمانهای پیش زن نقش مهمی در خانواده داشت و توانایی های خود را در این جامعه کوچکتر که البته سهم به سزایی در کل جامعه داشت به نمایش می گذاشت. اما امروز زنان در همه عرصه ها حضور پیدا کرده اند و افتخارات زیادی را به ارمغان آورده اند.

پیش از این زنان جنس ضعیف بودند و در هیچ کجای دنیا عرصه برای ظهور توانایی هایشان وجود نداشت اما امروز نقش مهم آنها در جامعه قابل تقدیر است. امروزه زنان با استفاده از توانایی های منحصر به فرد و متفاوت خود سهم زیادی در پیشرفت جامعه را بر عهده دارند.

من در این سایت می کوشم که با معرفی زنان موفق و شناخت بهتر روحیات و تواناییهای آنها هم جنسان خود را آگاه تر کنم و موفقیت ها و نقش موثر آنها را در جامعه یادآوری کنم. در اینجا به نمایندگی از جامعه زنان این مرز و بوم این روز را به همه زنان و مردان این کشور تبریک گفته و دیدن موفقیت بیش از پیش آنها را در ایران و تمام دنیا آرزو می کنم.

[ ۱۳٩۳/٢/۱ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

علاقمند به روانشناسی، مدیریت و ادبیات
موضوعات وب
امکانات وب