و ما زنان
 
پيوندهای روزانه

 

متولد سال 1338 در تهران ، از ده سالگی فراگیری گیتار را آغاز کرد . وی با درجه لیسانس و فوق لیسانس موسیقی در رشته نوازندگی گیتار از "کنسرواتوآر بوستون" و 
"کنسرواتوآر موسیقی نیوانگلند" فارق التحصیل شد و نخستین زنی در جهان بوده که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شده است

خانم افشار مدتی نیز در "مرکز هنرهای تجسمی بنف" و "فستیوال موسیقی اسپن" تحصیل کرده و دیپلم شایستگی "آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا" ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است

لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بین المللی گیتار بود که برای نواختن حضور "آندریاس سگویا" در کلاسهای پیشرفته وی ، در "دانشگاه کالیفرنیای جنوبی" انتخاب شد . آن موقع بود که
افشار پس از این کلاس {She will be a beautiful celebrity} ماتسرو سگویا پیش بینی کرد :
در مصاحبه ای در اخبار شامگاهی "ان بی سی" حضور یافت 

علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار "رضا والی" ، " گری آیستر" ، "گرارد روژد" ، "لوریس چوبانیان" ، "آرن ملنس" ، "کامران اینجه" ، "باربارا کولب" ، "مرلین زیفرین" و " سالوادور بروتونس" از میان دیگران باشد
وی کنسرتهای متعددی در کشورهای ایران ، آمریکا ، انگلستان ، ایرلند ، کانادا ، فرانسه ، دانمارک ، ایتالیا ، آفریقا ، نیوزیلند ، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده ، همچنین در " ویگمور هال لندن" ، "مرکز هنرهای اجرایی کندی" ، "فستیوال موسیقی گرند تیتن" ، "فستیوال موسیقی اسپن" ، " مدرسه هنرهای تجسمی بنف" ، "فستیوال موسیقی منتون" و "آکادمی آمریکیایی در رم" نواخته است
واشنگتن پست لیلی افشار را "فوق العاده معصوم" توصیف کرده است . او همچنین بعنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه "ارویل ایچ. گیبسن" شده است

ضبط های لیلی افشار از "24 کاپریچوی گویا" اثر "کاستل نوئوو-تدسکو" ، "ساغر (تنگی می لعل)" ، "مسخ" و آخرین آنها "گذر در نوا" که توسط نشر کارگاه موسیقی منتشر شده اند

همچنین کتابی با عنوان "پنج آواز محلی ایرانی" منتشر و مقاله های لیلی افشار درباره کاستل نوئوو-تدسکو و فرانسثیسکو گویا به چند زبان در نشریات 
چاپ و منتشر شده اند "Gitarre & Laute" , "I1 Fronimo" , " Guitar Review"

لیلی افشار کرسی پروفسوری خود را برای "دانشگاه ممفیس" در سال 1989 بدست آورد و هجده سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار در دانشگاه ممفیس را اداره میکند ، که در انجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال 2000 به وی تعلق گرفته است . دیگر جوایز او عبارتند از

Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music
The National Endowment for the Arts Recording Award
Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition
Grand Prize in the Aspen Music Festival , Guitar Competition
First Prize in the Music Teachers' National Association
First Prize in the American String Teachers' Association, Guitar Competition

مستر کلاسهای ایشان هر از گاهی با ورود ایشان در ایران برگزار میشود . سخنانی که لیلی افشار خطاب به هنر جویانش میگوید: " از هنر جویانم میخواهم که شعر بگویند . این سبب میشود که ذهن آنها باز شود . بی هدف نباید پای تمرین نشست و سعی نکنید قطعات را از اجرای دیگران کپی کنید بلکه آنرا با حس خود اجرا کنید" . در اینده نزدیک متدهای آموزشی تالیف ایشان به بازار خواهد آمد

[ ۱۳٩۱/۸/۳٠ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]

 

 

کسانی که سالها پیش صبح خیلی زود از خیابان ظفر گذر می کردند ، خانم مسنی را می دیدند که با فولکس قورباغه ایش به سمت بیمارستان علی اصغر میرفت...زنی ساده پوش و زلال که برای من نماد همیشگی عشق ورزی بی دریغ محسوب میشود...

پروفسور پروانه وثوق تنها پروفسور بیماریهای خون کودکان در ایران است و بیش از نیم قرن عاشقانه مرهم کودکان سرطانیست...


استاد هیچگاه ازدواج نکرده است ...شاید او هم همچون مادر ترزا و کیرگگور زمانی بر سر دو راهه ی زندگی و عشق ایستاده و عشق را برگزیده باشد...

سالها قبل زمانی که شنیدم استاد تا کنون حتی یک ریال کارانه بیمارستانی دریافت نمی کند ساعتها بغض در گلویم نشسته بود... تمام درآمد یک پزشک ار کارانه ی بیمارستانیش تامین می شود و او ازین گذشته است تا فشاری بر کودکان و خانواده هایشان نیاید...

پروفسور پروانه وثوق هم اکنون رئیس هیات امنا، سرپرست تیم پزشکان و یکی از بانیان بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان تهران (محک) می باشد.

همکارانش می گفتند : بارها به ایشان پیشنهاد شده که برای مشاغل تحقیقاتی در ازای دریافت حقوق هنگفت و امکانات دیگر ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی شود .. ولی او خدمت رایگان به کودکان سرطانی وطنش را برگزید.

زمانی به پروفسور وثوق گفتم ... دیدارتان حسرت نادیدن مادر ترزا را برایم بی رنگ میکند... نمی دانم که شما را مادر ترزای ایران بنامم یا مادر ترزا را پروانه وثوق هند؟...

صد حیف که امروز که برای این مطلب در این صفحه در دنیای مجازی به دنبال عکس پروفسور وثوق می گشتم هرچه بیشتر نامش را جستجو می کردم کمتر می یافتم .. دنیای مجازی هم خالی از عشق های واقعی می شود ..


استاداکنون دهه ی نهم زندگیش را می گذراند و من چقدر دلم می خواهد که دختران و پسران وطنم تا او زمین و زمانمان را معطر می کند،از پروفسور بیاموزند و او را بشناسند...

این زن و دهها وطن پرست دیگر که گمنام در نزدیکی مان می زیَند عاشقانی بی همتایند .. بیشتر بشناسیمشان ..
[ ۱۳٩۱/۸/٧ ] [ ۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ سمیرا رهبر ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

علاقمند به روانشناسی، مدیریت و ادبیات
موضوعات وب
امکانات وب